در نوشتار قبلی مطالبی درباره جزء پنجم سیستم کنترل داخلی تحت عنوان “فعالیتهای نظارتی” بیان گردید. در این نوشتار، مطالبی درباره پدیده خاصی که در برخی از شرکتها تحت عنوان “پدیده شگرف دو دفتره” وجود داشته و بیارتباط با مباحث قبلی نیست، ارائه خواهد شد. تجربه عملی و شواهد موجود نشان میدهد که برخی از شرکتها به دلایل مختلف (عمدتا مالیاتی) درگیر این پدیده بوده و حسابرسان مستقل آنها نیز با علم و آگاهی نسبت به آن، حسابرسی صورتهای مالی آنها را پذیرفته و انجام میدهند. شاید لوکا پاچیولی به عنوان مبدع حسابداری دو طرفه هرگز فکر نمیکرد که روزی از درون ابتکارش، سیستم جدیدی تحت عنوان “حسابداری دو دفتره” بیرون آید. یکی از اهداف اصلی در استفاده از این سیستم، کمتر از واقع نشان دادن درآمدها و در نتیجه پرداخت کمتر مالیات (فرار مالیاتی) میباشد. این پدیده میتواند به اشکال و روشهای مختلفی از جمله نگهداری سیستم دیگری به موازات دفاتر قانونی (سیستم اصلی)، استفاده از نرمافزارهایی که دارای دو نسخه بوده (یکی برای ثبت اطلاعات واقعی و دیگری اطلاعات قابل ارائه به مراجع قانونی) صورت پذیرد. این پدیده معمولا در شرکتهایی رخ داده که از سیستم کنترل داخلی ضعیفی، خاصه ارزشهای اخلاقی برخوردار میباشند. صرف نظر از علل و عواملی که مالکان و مدیران ارشد را ترغیب به درگیر شدن در این پدیده نموده، سوال کلیدی که در این زمینه وجود دارد، آن است که چرا حسابداران و حسابرسان چنین شرکتهایی به عنوان افراد حرفهای نه تنها از بروز آن جلوگیری نکرده بلکه در برخی از موارد در وقوع آن همکاری و مشارکت دارند؟